کلمه :محسن صفایی فراهانی ،یکی از هفت اصلاح طلبی که علیه سپاه پاسداران شکایت کرده است ،سه روز پیش در بند ۳۵۰ اوین دچار حمله قلبی و به بهداری اوین منتقل شده است.
براساس گزارش های رسیده از زندان اوین به کلمه، از سه روز پیش تاکنون و پس از انتقال صفایی فراهایی به بهداری ، هم بندانش هیچ اطلاعی از وی ندارند و به شدت نگران سلامتش هستند.
جمعی از زندانیان بند ۳۵۰ برای مطلع شدن از وضعیت صفایی فراهانی در این سه روز بارها به مسوولان بند ۳۵۰ از جمله بزرگ نیا مراجعه کرده اند اما مسوولان زندان از دادن هرگونه خبری در باره وی خودداری می کنند.
محسن صفایی فراهانی ،از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت پس از انجام مصاحبه ای در مورد شکایت هفت فعال سیاسی از یکی از مسئولان سپاه پاسداران، به زندان بازگردانده شد
صفایی فراهانی، از زندانیان حوادث پس از انتخابات که چند ماه قبل از این ،با قرار وثیقه سنگین به مرخصی آمده بود با تاکید بر اینکه شکایت خود را پس نخواهد گرفت به زندان باز خواهد گشت.
هفت فعال سیاسی نامدار کشور از جمله صفایی فراهانی در شکایتنامه ای که درواقع سندی است درباره ظلم ها و کارشکنی های عده ای متوهم که متاسفانه لباس نظامی و امنیتی بر تن کرده اند، به اظهارات فردی موسوم به “سردار مشفق ” اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون گروه استبداد طلب پیش گفته، در جریان انتخابات و پس از آن دانسته بودنداحمد منتظری در نامه ای حملات اخیر به بیوت مهدی کروبی و آیت الله دستغیب را محکوم کرد و نوشت: اگر نیروهای اسرائیلی به دشمنان خود رحم نمی کنند، ما با دوستان خود و آنان که در این انقلاب نقش بسزایی داشته اند رحم نکرده و اینگونه رفتار می کنیم و کسانی را سرکوب و منکوب می کنیم که با نصیحت های خیرخواهانه و مشفقانه خود خواستار اصلاح امور جامعه و کشورشان هستند.
به گزارش کلمه، متن کامل این نامه بدین شرح است:
باسمه تعالی
در این ایام که مصادف با ماه مبارک رمضان، شبهای قدر و روز قدس است و باید ثمره و بروز آن رسیدن به نهایت معنویت و انسانیت و ظلم ستیزی در برابر زورمداران باشد، با کمال تأسف و تأثر شاهد اعمال ناشایستی در مملکت و نظام اسلامی هستیم که با هیچ منطق و برهان و دین و مذهبی سازگار نیست.
حملات وحشیانه و ناجوانمردانه به منزل مسکونی حضرت حجةالاسلام والمسلمین جناب آقای کروبی در تهران و همچنین حمله به مسجد و محل تدریس حضرت آیت الله دستغیب در شیراز اذهان مردم آزاده و شریف را آشفته کرده است.
عزیزانی که در راه انجام فرایض امر به معروف و نهی از منکر آسایش خود و خانواده خود را از دست داده اند باید تقدیر شوند، نه اینکه به بهانه های واهی مورد تعرض قرار گیرند.
این حملات نشانگر این واقعیت تلخ است که اگر نیروهای اسرائیلی به دشمنان خود رحم نمی کنند، ما با دوستان خود و آنان که در این انقلاب نقش بسزایی داشته اند رحم نکرده و اینگونه رفتار می کنیم و کسانی را سرکوب و منکوب می کنیم که با نصیحت های خیرخواهانه و مشفقانه خود خواستار اصلاح امور جامعه و کشورشان هستند. به کسانی رحم نمی کنیم، که گوشت و پوست شان با اسلام و انقلاب عجین است.
آیا مردم فلسطین به جرم اظهار عقیده و نوشتن مطالب انتقادی، اینچنین توسط اسرائیلی ها مورد تعرض قرار میگیرند؟
اینجانب به دلیل احساس مسئولیت و امید به اصلاح، این مطالب را بیان می کنم و با توجه به اینکه تمامی این مسائل در نظامی که به نام اسلام بنا شده و آزادی عقیده و بیان در قانون اساسی آن تصریح شده است اتفاق میافتد این احساس وظیفه دو چندان می شود.
پیشوایان دینی ما و از جمله مولی الموحدین حضرت علی (ع) که این ایام مصادف با شهادت مظلومانه آن امام است از مردم می خواستند اشکالات و ایرادات موجود جامعه را بیان کنند و می فرمودند بهترین دوستان ما کسانی هستند که انتقاد کنند و عیب ها را به ما نشان دهند تا آنها را برطرف نماییم.
متأسفانه در مقابل انجام این وظیفه الهی، چنین اعمال دور از انسانیت، با هدایت و سکوت کسانی انجام می شود که بایستی برحسب وظیفه قانونی مانع انجام آن باشند.
بازگشت به دستورات حیات بخش اسلام عزیز و قانون مداری تنها راه برون رفت از بحرانی است که دامنگیر این مرز و بوم شده است. امیدوارم خدای متعال در این روزهای پایانی ماه مبارک رمضان، سعادت و نیکبختی را برای ملت عزیز ایران و برای تمامی مردم جهان مقدر فرماید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
۱۳ شهریور ۱۳۸۹
احمد منتظری
در حالی که آفتاب داغ مردادماه سال ۸۶، جون هر جنبده رو برای طی کردن این فاصله کوتاه با پای پیاده میگیره، به ناگاه یک پراید سفید جلوی پات ترمز میزنه و با صدای آرام میگه: «جوون بیا بالا، کمتر کسی برای این مسافت کوتاه تو رو سوار میکنه».
مسافر جوون که به دلیل سریع سوار شدنش هنوز موفق به دیدن چهره راننده
ماشین نشده بود، خوشحال از فتح این مسیر کوتاه، حالا به نشانهی قدردانی و
تشکر از منجی خودش تو این گرمای طاقت فرسای تهران، رو به راننده میکنه و
در همین موقع که میخواد اولین جملات تشکرآمیز رو به زبانش بیاره به ناگاه
چهرهی راننده، زبان جوون مسافر رو به شمارش میاندازه . . .
م… مه… مهندس شما . . . !؟
باز هم همون صدای آرام که این بار با تصویر هم همراهه میگه: «خود من هم
برای انجام کاری به خیابان وصال شیرازی میرم، دیدم برای این مسیر کوتاه
کسی تو رو سوار نمیکنه».
خاطره ای به نقل از صادق یک شهروند تهرانی درج شده در سایت آفتاب
هدف من از ساختن این وبلاگ...فقط وفقط اظهار نظر در رابطه با اخبا روز...اگرم تحلیل نکردم...دوستان مطمئن باشن با ذکر منبع خبرهارو می ذارم...
خوب اولین خبر:شیوا نظر آهاری به محاربه متهم شد...ومنتظر حکم دادگاهش هست...
اول اینکه شیوا یه فعال حقوق زنان وحقوق بشر هستش...اینکه چه رابطه ای بین این کارش بامحارب بودن هست...جوابی نمی شه واسش پیدا کرد...ولی اینو می دونم که فقط هدفش دستیابی به آزادی بوده نه چیزه دیگه...اینکه کسی به خاطر اظهار نظرش...توزندان باشه چیزه عجیبی نیست...چون قبل از این اتفاق عده ای به خاطر همین کار کشته شدن...ونه از خوانودشون دلجویی شد ونه به شکایت اونها رسیدگی شد...به امید آزادی شیوا وهمه ی زندانیانی که به خاطر عقاید سیاسی ومذهبی توزندانها هستن...
خبر دوم:حمله ی لباس شخصی ها به خانه ی کروبی....
یه اتفاق جالبی تو این کشور داره می افته...هر روز عده ای سازماندهی شده میان میریزن تو خونه ودفترومحل کار مردم وبا زدن وبه هم ریختن وسائل وهتک حرمت به خونوادشون....آزادانه زندگی می کنن و اینکه یکی مثل کروبی ودستغیب داره واسشون این اتفاق می افته شاید دلیلش این باشه که حرف هاشون به مذاج این افراد خوش نیومده....یادمون نره که کروبی پته یه همه ی این بازجوها ولباس شخصی هارو ریخت روآب و تجاوزشون به زندانیارو برملا کرده...دستغیب هم که انصافا دل وجراتش تشویق داره....چون خودش تو مجلس خبرگان رهبری وعلنا خودش وازبقیه جدا کرده ویه تنه داره رهبری وزیر سوال مبره....وحرف حق اون صد درصد تابان سختی داره...چون تو این مملکت حرف حق زدن جرمــــــــــــــــــــــــــــــــه...